اخبارتاپ نیوزتجهیزاتیادداشت

یادداشت/

چه کسی باید درباره انتخاب برند تجهیزات پزشکی در مراکز درمانی دولتی تصمیم بگیرد؟

مدیر اداره تجهیزات پزشکی دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی طی یک یادداشت به ضرورت بازنگری در سازوکار تصمیم‌گیری برای خرید تجهیزات پزشکی اشاره کرد. این یادداشت را از نظر می گذارنید:

تصمیم‌گیری درباره خرید تجهیزات پزشکی در بیمارستان‌های دولتی، فراتر از انتخاب یک دستگاه یا برند خاص است و به‌طور مستقیم با کیفیت خدمات درمانی، ایمنی بیماران، بهره‌وری منابع عمومی و هزینه‌های بلندمدت نظام سلامت ارتباط دارد.

در شرایطی که خرید تجهیزات پزشکی سرمایه‌ای مستلزم صرف منابع مالی قابل‌توجهی است، یکی از چالش‌های قابل‌توجه در برخی فرایندهای تأمین تجهیزات، نحوه مشارکت و اثرگذاری تخصص‌های مختلف در تصمیم‌گیری نهایی است؛ به‌گونه‌ای که در برخی موارد، انتخاب برند یا مدل دستگاه بیش از آنکه برآیند ارزیابی جامع فنی، اقتصادی و بالینی باشد، تحت تأثیر نظر یک فرد یا یک تخصص مشخص قرار می‌گیرد.

این موضوع به معنای کم‌اهمیت بودن نظر پزشکان یا سایر کاربران بالینی نیست؛ بلکه نشان می‌دهد تصمیم‌گیری درباره تجهیزات پزشکی، به دلیل ماهیت تخصصی و چندبعدی آن، نیازمند سازوکاری است که دیدگاه بالینی را در کنار ارزیابی مهندسی، الزامات فنی، هزینه‌های چرخه عمر و ملاحظات مدیریتی قرار دهد.

خرید تجهیزات پزشکی؛ تصمیمی چندبعدی با پیامدهای بلندمدت

انتخاب تجهیزات پزشکی صرفاً به قیمت خرید یا شهرت یک برند محدود نمی‌شود. هزینه‌های نصب و راه‌اندازی، تأمین قطعات یدکی، دسترسی به خدمات پس از فروش، امکان تعمیر و نگهداشت، آموزش کاربران، سازگاری با زیرساخت‌های بیمارستانی، قابلیت ارتقا و مدت‌زمان بهره‌برداری مؤثر از دستگاه، از جمله عواملی هستند که باید پیش از تصمیم‌گیری بررسی شوند.

در این میان، پزشک به‌عنوان استفاده‌کننده بالینی، نیازهای تشخیصی یا درمانی و الزامات عملکردی دستگاه را مشخص می‌کند؛ کارشناس تجهیزات پزشکی نیز با ارزیابی مشخصات فنی، قابلیت اطمینان، ایمنی، وضعیت خدمات پس از فروش و هزینه‌های نگهداشت، امکان‌پذیری فنی و اقتصادی انتخاب را بررسی می‌کند. همچنین واحدهای مالی، تدارکات و مدیریت بیمارستان در ارزیابی منابع مالی و الزامات قانونی خرید نقش دارند.

بنابراین، هیچ‌یک از این تخصص‌ها به‌تنهایی نمی‌توانند تمام ابعاد تصمیم را پوشش دهند. مسئله اصلی، نه برتری یک تخصص بر تخصص دیگر، بلکه چگونگی ترکیب دیدگاه‌های تخصصی در یک فرایند شفاف و پاسخ‌گو است.

پیامدهای تصمیم‌گیری غیرنظام‌مند چیست؟

هنگامی که انتخاب تجهیزات بدون ارزیابی مستند و مقایسه‌ای انجام شود، احتمال دارد دستگاه خریداری‌شده با نیاز واقعی مرکز درمانی، ظرفیت زیرساختی یا توان نگهداشت آن تناسب کافی نداشته باشد. همچنین ممکن است هزینه اولیه پایین‌تر، در بلندمدت با افزایش هزینه تعمیرات، دشواری تأمین قطعات، توقف طولانی‌مدت دستگاه و کاهش دسترس‌پذیری خدمات درمانی همراه شود.

از منظر مدیریت دولتی، این وضعیت می‌تواند به کاهش کارایی تخصیص منابع عمومی منجر شود؛ زیرا معیار موفقیت خرید نباید صرفاً انجام معامله یا تحویل دستگاه باشد، بلکه باید میزان تحقق نیاز درمانی، قابلیت بهره‌برداری پایدار و ارزش ایجادشده در برابر منابع هزینه‌شده نیز ارزیابی شود.

راهکار پیشنهادی؛ استقرار نظام تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد

برای اصلاح این چالش، پیشنهاد می‌شود فرایند خرید تجهیزات پزشکی بر اساس یک الگوی تصمیم‌گیری چندمعیاره و مبتنی بر شواهد بازطراحی شود. در این الگو، نیاز بالینی، مشخصات فنی، ایمنی، هزینه کل مالکیت، خدمات پس از فروش، دسترسی به قطعات، قابلیت نگهداشت و تناسب با زیرساخت‌های موجود، به‌عنوان معیارهای مشخص ارزیابی تعریف شوند.

در گام نخست، نیاز بالینی و کارکرد مورد انتظار دستگاه با مشارکت پزشکان و کاربران تخصصی تعیین می‌شود. در گام دوم، کارشناسان تجهیزات پزشکی انطباق فنی گزینه‌ها، الزامات ایمنی و وضعیت پشتیبانی و نگهداشت را ارزیابی می‌کنند. در گام سوم، هزینه کل مالکیت و توان مالی مرکز درمانی بررسی می‌شود و در نهایت، گزینه‌ها بر اساس معیارهای از پیش تعیین‌شده و مستند، در چارچوب ضوابط قانونی خرید و مناقصه، مقایسه و انتخاب می‌شوند.

در این چارچوب، تشکیل یا تقویت کمیته‌های تخصصی خرید تجهیزات پزشکی با حضور نمایندگان حوزه بالینی، تجهیزات پزشکی، مدیریت بیمارستان، مالی و تدارکات می‌تواند به ارتقای کیفیت تصمیم‌ها کمک کند. همچنین لازم است دلایل انتخاب گزینه نهایی، نتایج ارزیابی فنی و اقتصادی و انحراف احتمالی از اولویت‌بندی کارشناسی ثبت و قابل پیگیری باشد.

نکته مهم آن است که نظر کارشناسی تجهیزات پزشکی نباید صرفاً جنبه تشریفاتی داشته باشد؛ بلکه باید در فرایند رسمی تصمیم‌گیری جایگاهی روشن، مستند و قابل ارزیابی پیدا کند. در عین حال، این رویکرد به معنای واگذاری انحصاری تصمیم به یک کارشناس یا حذف اختیار مراجع قانونی نیست، بلکه هدف آن جلوگیری از تصمیم‌گیری فردمحور و حرکت به سمت تصمیم‌گیری مشارکتی و پاسخ‌گو است.

ضرورت تغییر نگاه از خرید دستگاه به مدیریت چرخه عمر تجهیزات

یکی از الزامات اصلاح نظام خرید، توجه به هزینه کل مالکیت دستگاه در طول عمر بهره‌برداری آن است. ممکن است دستگاهی با قیمت اولیه کمتر، به دلیل هزینه بالای قطعات، محدودیت خدمات فنی یا خرابی‌های مکرر، در مجموع هزینه بیشتری به بیمارستان تحمیل کند. در مقابل، انتخاب آگاهانه بر مبنای ارزیابی مستند می‌تواند به کاهش هزینه‌های پنهان، افزایش آمادگی عملیاتی دستگاه‌ها و استفاده اثربخش‌تر از منابع عمومی کمک کند.

از این منظر، خرید تجهیزات پزشکی باید بخشی از یک سیاست جامع مدیریت دارایی‌های سرمایه‌ای نظام سلامت تلقی شود؛ سیاستی که از نیازسنجی و انتخاب دستگاه آغاز می‌شود و تا نصب، آموزش، نگهداشت، ارزیابی عملکرد و جایگزینی تجهیزات ادامه می‌یابد.

جمع‌بندی

اصلاح فرایند انتخاب برند و مدل تجهیزات پزشکی، بیش از آنکه به تغییر افراد وابسته باشد، به اصلاح قواعد و سازوکارهای تصمیم‌گیری نیاز دارد. ایجاد تعادل میان نیازهای بالینی، ارزیابی فنی، ملاحظات اقتصادی و الزامات قانونی می‌تواند زمینه را برای خریدهای شفاف‌تر، کاهش هزینه‌های بلندمدت و ارتقای کیفیت خدمات درمانی فراهم کند.

هدف نهایی، محدود کردن نظر پزشک یا افزایش اختیار یک واحد سازمانی نیست؛ بلکه ایجاد نظامی است که در آن، هیچ تصمیم مهمی درباره صرف منابع عمومی بدون بررسی تخصصی کافی، استدلال مستند و پاسخ‌گویی متناسب اتخاذ نشود.

انتهای پیام/

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا